تبليغاتX
عشق شيشه اي
.:. پاک باش تا دلها را پروانه ی خود سازی .:.

یه تنها.یه عاشق.یه فانوس شکسته

یه مرداب تو پاییز.یه صحرا خاک خسته

نمیخوام بمونم.برام دنیا سیاهه

.حضورم غریبه.غرورم بی پناهه

شب عشق.شب درد.شب تنهایی مرد

شب بغض.شب کوچ.شب سربی.شب سرد.

شب خاموش بی وزن.شب مرگ هم اوایی

شب سنگی.شب سربی.شب اواز تنهایی

شبی که لحظه های بی تو بودن

نفس گیره.سیاهه.بی عبوره

سکوتم اخرین فریاد عشقه

خیالت اخرین سنگ صبوره

هنوزم بغض بارونی چشمات

میتونه واسه دلتنگیم بباره

تو این پاییز سنگی.دست سبزت

رو زخم بی کسیم.مرحم بذاره

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 14:31  توسط | 

سالها پیش در بیشه عشق

به سراغ دلم رفتم

دل خود را نگرفتم که هیچ

در همان لحظه دل دادم

ان زمان وقتی نگاهم کرد

فکر کردم که مرا میخواهد

دلم میلرزید و رعشه اش

بر دلم شعله اتش میزد

بعد روزها او بر من میخندید

در دل پاک و جوانم لرزید

بعد مدتی او حرفی زد

مثل اینکه او ز دل حرف میزد

او میگفت روزها ست مینگرم

ماههایم پی تو میگذرد

پس تو که از دل من با خبری

بیا تا با یکدیگر باشیم

من در ان لحظه قسم می خوردم

که در این عمرکم و کوتاهم

هیچ چیز بهتر از رنگ رخ یار نبود

روز ها میگذرد.......

عشقها هم مثل همین روزها پی هم میگذرد

بعد سالها که من در ره این عشق سرم را دادم فهمیدم

من به یک دلبر بی دل دل دادم..........................................................

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 15:27  توسط | 
گریه کن جداییا ما رو رها نمیکنن

ادما انگار برای ما دعا نمیکنن

گریه کن حالا حالاها باید از همدیگه جدا باشیم

بشینیم منتظر معجزه خدا باشیم

گریه کن منهم دارم مثل تو گریه میکنم

به خدای اسمونامون گلایه میکنم

به اشک چشم تو قسم

دیگه به تو نمیرسم

تو این هوای بیکسی

داره میگیره نفسم

کاشکی میشد ببینمت

دارم میمیرم از غمت

تو سینه دل پر میزنه

واسه یه لحظه دیدنت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 14:23  توسط | 

تو لحظه های زردم تو غم دلواپسیم

حتی وقتی که تو گفتی هر دوی ما بیکسیم

چه کنارم بودی چه رفته بودی راه دور

تو تموم بی قراریا توی هم نفسیم

حتی وقتی به زبون اومدی و گفتی ببین

ما دوتا تا اخرش برای همدیگه بسیم

یه چیزی بهم میگفت تو مث معبد میمونی

ما یه جور برای همدیگه مقدسیم

اومدم یه شب کنار پنجره با کلی بغض

هم سپردم به ستاره هم سپردم به نسیم

که برید به مردم این دنیا بگید

ما دوتا دیوانه ایم اما به هم نمیرسیم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 13:59  توسط | 
یادته قرار اول بوته های توت فرنگی

جمله ی اولت این بود چه تابستون قشنگی

پیرهن سفید تنت بود مث دامادای خوشبخت

اما من لباس مشکی با یه روسری  رنگی

عشقمون گل داد و گل داد زیر بارونای نم نم

اسمو هر جا نوشتی حتی دیوارای سنگی

اما باز مثل همیشه یکی دنیا رو بهم ریخت

این دفعه نه قهرمان بود نه پهلوان جنگی

بی جهت ازم بریدی شایدم یکی رو دیدی

دیگه نه نامه و حرفی نه تماسی نه زنگی

توی قصه ها میگفتم ماه اگه پیش تو باشه

پشت اونجا در کمینه سایه خشم پلنگی

بی خداحافظی گذاشتی عابرای رویاهامو

حتمنم تو این خیالی که دیگه خیلی زرنگی

همیشه ماهی بزرگا تا زمونی پادشاهن

که نباشه توی دریا قدرت تاج نهنگی

تو منو میکشی کم کم نه با اسلحه نه با سم

راستشو بخوای عزیزم تو خودت یه جور تفنگی

اما اینو مطمئن باش دنیا این جور نمیمونه

دامن تو رو میگیره اه سرد دل تنگی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 14:11  توسط | 
میرم  باشه  میرم

میرم  تو تنهاییام بمیرم

بی تو  تو زندون خیال تو اسیرم

دیدی دیگه اونی که میگفت دوستم داره  داره میره

شاید یه روز بفهمه که دلم بدون اون میمره

ای کاش که من میفهمیدم حرفهای تو همش دروغ

افسوس و صد افسوس نگات پیش من ولی دلت شلوغ

خستم خیلی خستم تو رفتی و چه بی صدا شکستم

سوختم اره سوختم دل به نگاه غریب بستم

میرم  اره میرم 

میرم تو تنهاییام  بمیرم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 15:17  توسط | 
اغوش تو به غیر من به روی هیچ کس باز نکن

من از این دلخوشی و ارامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودن کنار تو  تو بگو به هر کجا پر میزنم

منو تو اغوشت بگیر اغوش تو مقدس

بوسیدنت برای من تولد یک نفس

چشمای مهربون تو  منو به اتیش میکشه

نوازش دستهای تو عادت ترکم نمیشه

فقط تو اغوش خودم عقربه ها تو جا بذار

به پای عشق من بمون هیچ کس و جای من نیار

مهر لباتو رو  تن و  لبای کسی نزن

فقط به من بوسه بزن  به روح و جسم و تن من

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 14:23  توسط | 
اونی که گفت نرو گفت نمیشه دیروز دیگه رفت

واسه همیشه وقتی میخواست بره

دستاشو تکون داد خوبیهاشو یکباره دیگه نشون داد

گفت میدونی خودتت برام عزیزی این اشکارو بهتر که نریزی

باید برم اون برام  ولی کسی که مونده

عاشقته دعا نکن اونجا بهم نسازه

ادم حرفش دوتا بشه میبازه

اون رفت و از دور دستاشو تکون داد

خوبیهاشو یکباره دیگه نشون داد

همه میگن دو روز رفته ولی انگار گذشته صد هفته

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 14:6  توسط | 
تو مثل چشم دریا عاشقی و پاک و بارانی

و من یک تکه از دریا ولی نمناک و طوفانی

به یاد چشمهای تو فال میزنم امشب

ببینم میروی اخر از اینجا یا که میمانی

تو را جان همانی که جدایت کرد از چشمم

همین امشب بیا در کلبه سردم به مهمانی

عجب روز قشنگی بود روز اشناییمان

چه شد حالا که از انتخاب خود پشیمانی

همه بردند از خاطر مرا من ماندم و چشمت

تو هم رفتی و یادت رفت و نام من به اسانی

چه زود از یاد بردی ان قرار روز اول را

همان که قول دادی این پریشان را نرنجانی

اگر چه رفته ای و بار دیگر بر نمیگردی

ولی دیوانه ات هستم خودتت هم خوب میدانی

تمام شمعدانیها برایت اشک میریزند

دلت امد دل گلهای باغک را بلرزانی

و عادت درد سنگینی ست وقتی که اوج میگیرد

به من عادت نکردی طعم حرفم را نمیدانی

تماشا میکنک این قصه را زیبای من اما

خدا را خوش نمیامد که این دل را بسوزانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 16:21  توسط | 
سلام....

امیدوارم شما عزیزان با نشاط و سلامت باشید امدم برای خداحافظی

کوتاه مدت ۹ ماه بعد از این مدت در خدمت شما سروران هستم کمال

تشکر دارم از همه دوستان که تو  مدتی که گذشت منو همراهی  کردن

برام دعا کنید که امسال بهترین نمراتو کسب کنم و کنکور سال ۹۰ قبول شم

با سپاس فراوان از شما عزیزان پیروز و موفق باشید به امید دیدار خداحافظ.................. 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 14:53  توسط | 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 15:46  توسط | 

دریا طوفانی شده  هوا خرابه نازنین

نامه ها چشم  به راه بی جوابه نازنین

تشنمه  نه فکر نکنی با دریا بر طرف میشه

دریا هست تو نیستی و قحطی ابه نازنین

ایندفه من رفتم و تو موندی فرقی نداره

موندن و رفتن شاید هر دو عذابه نازنین

دیدمت یکی دو بار تا اومدم  صدات کنم

فهمیدم تو نیستی و همش  سرابه نازنین

پر شب خوابتو دیدم چه شب قشنگی بود

لذت سفر فقط همین یه خوابه نازنین

ارما میرن سفر یه قدری اروم بگیرن

سفرم به عسق تو پر از  شتابه  نازنین

دیگه عکساتو گذاشتم توی  قلبم اخه من

فهمیدم دل ادم  خودش یه قابه  نازنین

جز تو خط زدم رو اسم ادما چون  زندگی

شبیه دفترای  حضور و غیابه  نازنین

خواستم امروز دوباره برای تو غزل بگم

دیدم اما چشم تو یه شعر نابه  نازنین

هیچ بهانه ای نبود واسه  دوباره دیدنت

اخرین بهانه  دادن کتابه  نازنین

عمر دیدارای ما  همیشه زود تموم میشه

عمر شادیا مث عمر حبابه نازنین

نمیپرسی  حالمو  فرقی نداره واسه تو

محض اطلاع  بگم دلم  کبابه نازنین

بهتر تموم  کنم قصه  تو با خودمو

چون مث  موی  تو  عرق  پیچ و تابه نازنین

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:33  توسط | 

تو چشات باید شنا کرد مث دریا

تو رو خوب باید شناخت مث زیبا

شعر تو باید طلا کرد مث پاییز

شبتو باید دراز کرد مث یلدا

تو نگات میشه سفر کرد مث مجنون

دلو میشه دربه در کرد مث لیلا

عشق تو رنگ همون بوته ی یاسه

که همش قد میکشه زود میره بالا

تو مقدس و زلایی مث سوگند

روشن و عرق امیدی مث فردا

تو سفیدی مث برفای زمستون

تو وسیعی مث جنگل مث صحرا

پر التماسمو تو نمیدونی

پری از ولی اگر نمیشه اما

قبله ی اول و اخرم چشاته

چه کنارم باشی چه اونور دنیا

مث نت پر رازی

مث برف اول ژانویه زیبا

رفتنت یه طعمیه شبیه مردن

موندنت یه رنگیه شبیه دریا

تو رو به خدا قسم دیگه سفر نه

لااقل اگه میری نرو تو تنها

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 14:31  توسط | 
بد جوری دلم تنگه

قلبش ولی از سنگه

حرفاش پر تردیده

چشماش پر نیرنگه

دیروز شینیدم گفته

اسمم واسه اون ننگه

رویام دیگه پژ مردس

عشقش دیگه کمرنگه

کوک دل بیمارم

ببا غصه هماهنگه

چشمم به درو گوشم

در حسرت یک زنگه

بین من و عشق اون

تو میدون دل جنگه

بازم اگه برگرده

دل عاشق و یک رنگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 14:45  توسط | 

عشق یعنی ۳ ثانیه نگاه

۳ دقیقه لبخند

۳ ساعت صفا

۳روز اشنایی

۳هفته وفا داری

۳ماه بی قراری

۳سال انتظار

۳۰سال پشیمانی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 14:32  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با تقدیم یه آسمون ستاره
که از قلب یه بی قرار می باره
فقط می خوام بگم به یادتم من
وگرنه پاییز و بهار نداره

نوشته های پیشین
هفته اوّل مهر 1390
هفته اوّل مرداد 1390
هفته چهارم اسفند 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته دوم شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته اوّل مرداد 1389
هفته سوم تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
آرشیو موضوعی
ایراد
نویسندگان

مهسا
پیوندها
از محبت خار ها گل مي شود(خودم)
سه بچه فيل
عشق و عاشقي
نيما جون
بوي خوش باران
عشق يا مرگ
قصه ي دلها
don't forget me
كجايي اي عشق
رومينا
گريه يا خنده...؟!!!
پسر تنها
عطر یاد یار
gold
siavaash
javanan hazrat aliakbar
dar va del
kolbe tanhai
vahid
faghat bary asheghan
ye roz khob miyad
لحظه ساز عاشقی
pesar sport[alireza
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM